مطالب کمک درسی پودمان پوشاک کاروفناوری هفتم

ویژگی های نخ

تاب نخ

در عملیات ریسندگی، پس از صاف و موازی کردن الیاف، به منظور ایجاد چسبندگی و اتصال بین الیاف و استحکام بخشی به نخ، دستهٔ الیاف به دور یکدیگر تابیده می شوند.

راجع به تاب نخ، دو ویژگی مطرح است، که عبارت اند از: جهت تاب و مقدار تاب

جهت تاب

دسته ای از الیاف را ،که به صورت موازی کنار هم قرار دارند، در نظر بگیرید اگر انتهای دستهٔ الیاف را در جهت حرکت عقربهٔ ساعت یا خلاف جهت حرکت عقربهٔ ساعت بچرخانید، در دستهٔ الیاف تاب ایجاد می شود.

اگر جهت چرخش ،درجهت حرکت عقربهٔ ساعت باشد تاب Z در نخ ایجاد می شود. به عبارت دیگر، جهت قرارگیری الیاف در نخ بر قسمت مرکزی حرف منطبق می شود

اگر جهت چرخش، در جهت خلاف حرکت عقربهٔ ساعت باشد تاب S در نخ ایجاد می شود. به عبارت دیگر، جهت قرارگیری الیاف در نخ بر قسمت مرکزی حرف S منطبق می شود.

جهت تاب نخ تأثیر چندانی بر ظاهر پارچه بافته شده از آن ندارد .اما با توجه به اینکه نخ های با تاب S و Z نور را در جهت های عکس یکدیگر منعکس می کنند ،در صورت استفاده از نخ های با تاب S و Z با ترتیب های مشخص در پارچه ،می توان حالت سایه روشن در پارچه ایجاد کرد.

مقدار تاب

هدف از تاب دادن عبارت است از ایجاد چسبندگی و اتصال بین الیاف و استحکام بخشی به نخ. اگر مقدار تابی که به نخ داده می شود کم باشد، به دلیل چسبندگی کم بین الیاف ،از استحکام نخ کاسته می شود و در اثر کشش ،الیاف به راحتی روی هم سر می خورند و نخ پاره می شود. همچنین به دلیل زیاد بودن فواصل بین الیاف در نخ، نخ های با تاب کم ،نرم هستند و حالت پفکی و حجیم دارند. معمولا از نخ های با تاب کم، برای بافت پارچه های تریکو استفاده می شود.

هرگاه مقدار تابی که به نخ داده می شود زیاد باشد، به دلیل چسبندگی زیاد بین الیاف، استحکام نخ افزایش می یابد و به دلیل کم بودن فواصل بین الیاف در نخ، نخ های با تاب زیاد، سفت، فشرده و توپُر هستند معمولاً از نخ های با تاب زیاد برای بافت پارچه های تاری  پودی استفاده می شود.

اگر تابی که به نخ داده می شود بسیار زیاد باشد، موجب پیچیدن نخ به دور خود می شود، که به آن اصطلاحاً تاب زدگی یا پاملخی می گویند

نمرۀ نخ

نمرهٔ نخ ، از ضخامت نخ خبر می دهد. به عبارت دیگر، نمرهٔ نخ، ظرافت و نازکی یا ضخامت و کلفتی نخ را تعیین می کند.

نمرهٔ نخ به دو روش بیان می شود که عبارت اند از: روش مستقیم و روش غیر مستقیم

روش مستقیم

در روش مستقیم ،طول ثابتی از نخ در نظر گرفته می شود و وزن آن به عنوان نمره نخ بیان می شود. در این روش ،نخ های ظریف، دارای نمرهٔ کمتر و نخ های ضخیم دارای نمرهٔ بیشتر هستند .

واحدهای متداول برای نمرهٔ نخ در روش مستقیم عبارت اند از :تکس ،دسی تکس و دنیر

تِکس

این واحد، وزن 1000 متر از نخ را بر حسب گرم نشان می دهد. برای مثال، اگر 1000 متر از نخ، 20 گرم وزن داشته باشد، نمرهٔ آن نخ 20 تکس خواهد بود. این واحد با علامت tex نشان داده می شود.اگر نمرهٔ دو نخ به ترتیب 20 و 30 تکس باشد، نخی که نمرهٔ آن 20 تکس است ظریف تر از نخ دیگر است. زیرا وزن 1000 متر از نخ اول، 20 گرم است، در حالی که وزن 1000 متر از نخ دوم، 30 گرم است.

دسی تکس

این واحد، وزن 10000 متر از نخ را بر حسب گرم نشان می دهد. برای مثال، اگر 10000 متر از نخ، 20 گرم وزن داشته باشد، نمرهٔ آن 20 دسی تکس خواهد بود.این واحد با علامت dtex نشان داده می شود و معمولاً از آن برای بیان نمرهٔ نخ های یک سره و نخ های ظریف استفاده می شود.

دنیر

این واحد، وزن 9000 متر از نخ را بر حسب گرم نشان م یدهد. برای مثال، اگر 9000 متر از نخ، 20 گرم وزن داشته باشد، نمرهٔ آن 20 دنیر خواهد بود. این واحد با علامت den نشان داده می شود و معمولاً از آن برای بیان نمرهٔ نخ های یک سره استفاده می شود.

روش غیر مستقیم

در روش غیر مستقیم، وزن ثابتی از نخ در نظر گرفته می شود و طول آن به عنوان نمره نخ بیان می شود. در این روش،نخ های ظریف دارای نمرهٔ بیشتر و نخ های ضخیم دارای نمرهٔ کمتر هستند. واحدهای متداول برای نمره نخ در روش غیرمستقیم عبارت اند از: متریک و انگلیسی (پنبه ای)

متریک

این واحد، طول یک گرم از نخ را برحسب متر نشان می دهد. برای مثال اگر 50 متر از نخ، یک گرم وزن داشته باشد، نمرهٔ آن نخ 50 متریک خواهد بود. این واحد باعلامت Nm نشان داده می شود.

اگر نمرهٔ دو نخ به ترتیب 20 و 30 متریک باشد، نخی که نمرهٔ آن 30 متریک است ظریف تر از نخ دیگر است. زیرا 30 متر از نخ دوم یک گرم وزن دارد، در حالی که 20 متر از نخ اول یک گرم وزن دارد.

انگلیسی (پنبه ای)

این واحد، تعداد 840 یارد از طول نخ را که 1 پوند وزن دارد نشان می دهد. برای مثال اگر نمرهٔ یک نخ 20 انگلیسی باشد؛یعنی 20× 840 که 16800 یارد از آن نخ برابر یک پوند است. این واحد با علامت Ne نشان داده می شود.

انواع نخ

نخ ها بر اساس تعداد لا به سه دسته تقسیم می شوند:

نخ یک لا  - نخ چند لا  - نخ کابلی

نخ یک لا

نخ به دو روش ریسندگی الیاف منقطع و ریسندگی نخ های یک سره تولید می شود. در روش اول، الیاف منقطع به صورت صاف و موازی کنار هم قرار می گیرند و با تابیدن به دور یکدیگر نخ راتشکیل می دهند. در روش دوم، الیاف یک سره، پس از خروج از رشته ساز ومنعقد شدن،کنار یکدیگر قرار می گیرند و با تاب کمی به یکدیگر تابیده می شوند و نخ را تشکیل می دهند. نخ تولید شده در هر دو روش، نخ یک لاست. یعنی اگر تاب نخ را باز کنیم یا نخ را در خلاف جهتی که الیاف به یکدیگر تابیده شده اند بچرخانیم، الیاف منقطع یا الیاف یک سره را مشاهده خواهیم کرد.

قطر و ضخامت نخ یک لا در تمام قسمت های آن یکسان نیست. به عبارت دیگر، ممکن است در طول نخ، بعضی قسمت های نخ نازک و بعضی قسمت ها کلفت باشد از آنجایی که استحکام نخ در نقاط نازک کم است، به راحتی در این نقاط پاره می شود .برای بهبود مشکلات ناشی از یکنواخت نبودن قطر و استحکام کم نخ یک لا، نخ های یک لا را به چند لا تبدیل می کنند.

نخ چند لا

از تابیدن چند نخ یک لا به یکدیگر، نخ چند لا به وجود می آید، که با توجه به تعداد نخ های یک لای تابیده شده به هم، نخ دو لا،سه لا، چهار لا و... نامیده می شود

وقتی دو یا چند نخ یک لا کنار هم قرار می گیرند و به یکدیگر تابیده می شوند، نقاط نازک و کلفت یکدیگر را پوشش می دهند.در نتیجه متوسط نقاط نازک و کلفت در نخ چند لا از نخ های یک لای تشکیل دهندهٔ آن کمتر است. لذا، یکنواختی قطر و استحکام نخ چند لا به مراتب از نخ های یک لای تشکیل دهندهٔ آن بیشتر خواهد بود. معمولاًپارچه های بافته شده از نخ های چند لا، نسبت به پارچه های بافته شده از نخ های یک لا کیفیت بهتری دارند.

نخ کابلی

از تابیدن دو یا چند نخ چند لا به یکدیگر ، نخ کابلی ایجاد می شود. به عنوان مثال نخ کابلی 6 لا از تابیدن 3 نخ دو لا به یکدیگر به وجود آمده است.